تبليغاتX
::. سکوت شب .::
 

درباره ي وبلاگ

 


 

صفحه ي نخست
آرشيو وبلاگ
 

 

اردیبهشت 1388
دی 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

 

دنیای من
 
طرفداران امی لی
 
Game Over!!
 
دوچرخه
 
تنها در شب
 
دختر ایرونی
 
دیوانگان حسین
 
خیال آبی
 
ما که هستیم
 
جهنم سرد
 
بنیامین پسر جهنمی
 
آرمان تروریست
 
ورپریده
 
منو نگاه کن
 
تلاطم آریانی
 
نوید
 
ابلیس
 
مترسک
 
سامان جیگر
 
میخک نفرین
 
دخترای قشمی
 
جسد
 
نوشته های پویا پولادتن
 
چپ دست
 
ترانه های بارانی
 
درد
 
!!!دیوووووووووووووووونه
 
لکنت سکوت
 
عشق شکلاتی
 
msk فناوری اطلاعات
 
شمارش معکوس
 
تنها تر از سکوت
 
دیباچه ی نور
 
فقط خودم...فقط خودت
 
نيايش
شکلات تلخ
شب گريه
وب نوشت
ترنم
خاک پاک
پيام گل سرخ
نعيم
اشک ستاره
خودموني
فرياد دل خسته
انسانم آرزوست
گره گم
عشق يعني زندگي
عشق بی هوس
حس تازه
...گنجيشک
زندگي
منگلستان
تنها مسافر عشق
بي نام و نشون
لبخند ماه
سکوت
اشک مهتاب
در ساحت ملکوت
بهار سرد
قلب تنها
سکوت عشق
مشکي ترين وبلاگ دنيا
خلوت تنهايي من
سايه هاي هنر
کلاه مخمليا
حاجي بابا
صليب نقره اي
ساز درويش
بهار تو
پيمان توهم
زبان اشک
دل اشتباه نمي کنه
پياله
سکوت شب من
لعنت به عشق دروغی
ستارگان آریایی
عنوان

 

     ???? ??

 

 
 

 

همه باور دارند که عشق چیزی عجیب و باورنکردنی است؛جادوی عجیبی است که همه ی ما حد اقل یک بار آن را تجربه کرده ایم ؛ با این حال توافقی بر سر اینکه عشق چیست،وجود ندارد .سوفوکل می گفت عشق ساده ترین کلمه ای است که ما را از همه ی درد ها نجات می دهد؛ جبران خلیل جبران می گفت عشق رازی است مقدس؛گاندی می گفت زندگی تنها جایی جریان دارد که عشق در ان حاضر باشد و ویکتور هوگو هم عشق را عسل زندگی می دانست. اما علم ژنتیک بر تمام این باورهای سنتی خط بطلان کشیده است عشق در نگاه دانشمندان جدید بیشتر به تعریفی شبیه است که "امبروس بیرس" در سال ۱۹۱۱ در ((فرهنگ نامه ی شیطانی)) خود ارئه کرده بود:"عشق ،یک بیماری و یک دیوانگی موقت است این بیماری گاه غیر قابل درمان است و به مرگ بیمار می انجامد..."در نگاه علم ژنتیک عاشق شدن یک فرایند کاملا هورمونی است و از قوانین بیوشیمیایی خاصی پیروی می کند. حقیقت این است که فعل و انفعالات ذهن هنگام عاشقی ،شباهت زیادی به علایم بیماری های روانی و دیوانگی حاد دارد . علم ژنتیک حتی مدعی است که می تواند با اندازه گیری هورمون های موجود در بدن تعیین کند که یک رابطه چقدر دوام می آورد و دقیقا بعد از چند ماه از هم می پاشد. خواندن این مقاله شاید برای عاشق پیشگان گیتاربه دست کمی دشوار جلوه کند؛اما به هر حال این نگاهی است که به تدریج جای خود را در جهان باز خواهد کرد.

                                 

                                       ****

ازقدیم گفته اند آدم عاشق را خیلی راحت می توان شناخت. او گونه هایی سرخ،قلبی تپنده،دست هایی عرق کرده و چشم هایی گود افتاده دارد . اما این ها تنها علائم بیرونی عاشق شدن هستند. هنگام عاشق شدن ،درون بدن هم تغییراتی شیمیایی رخ می دهد که ثابت می کند الهه عشق ، تیر خود را به سوی ما پرتاب کرده است . "هلن فیشر" از دانشگاه راتگر نیوجرسی مراحل سه گانه ی عشق را ثبت کرد و تغییرات هورمونی آن را نشان داد :

مرحله ی اول : کشش. در این مرحله هورمون های تستسترون و استروژن در بدن شروع به ترشح می کنند. بر خلاف تصور عمومی تستسترون هم در بدن مرد ها و هم در بدن زن ها وجود دارد و یکی از مهم ترین عوامل عاشقی است. ترشح این هورمون باعث می شود از خانه بیرون بزنید و به دنبتل چیزی بگردید که نمیدانید چیست .

مرحله ی دوم : شیفتگی. این مرحله را مرحله ی راستین و اصیل عشق می دانند . وقتی کسی وارد این مرحله می شود (واصطلاحا عاشق می گردد). دیگر نمی تواند به هیچ چیز دیگری فکر کند . این یک اجبار بیولوژیک است واگر شاعران به آن افتخار می کنند باید گفت چندان جای افتخار ندارد. تنها تفاوت شاعران و عاشق پیشگان با مردم عادی این است که آنها طولانی تر از دیگران در این مرحله می مانند . بیمار عشق در این مرحله ممکن است اشتهای خود را از دست بدهد . ترشح دوپامین باعث می شود فرد به خواب کمتری احتیاج داشته باشد .هورمون دوپامین بعد از مصرف کوکائین و نیکوتین هم فعال می شود. ازاین رو حالت بدن شما در آستانه ی عاشقی شبیه حالت بدن هنگام سیگار کشیدن ؛قهوه خوردن یا مصرف مواد مخدر است . از سوی دیگر ترشح آدرنالین ،میزان عرق و ضربان قلب را بالا می برد . سروتونین هم یکی از مهم ترین مواد شیمیایی موثر در عشق است. این مونوآمین باعث جنون لحظه ای می شود و ذهن را دچار خلسه ای موقت می کند. در این هنگام فرد اولویت های زندگی خود را گم می کند (مثلا چند روز دانشگاه یا سر کار نمی رود )و روز خود را با رویا بافی درباره ی رابطه ی جدید می گذراند .

مرحله ی سوم: وابستگی. مردم نمی توانند مدت زیادی در مرحله ی جذبه و شیفتگی بمانند ؛چون در آن صورت ازهمه ی کارهایشان می افتند. مرحله ی وابستگی نوعی عادت به دوستی است که بعد از اینکه مدتی از رابطه می گذرد،خود به خود به وجود می آید. در این مرحله ی غدد به حالت طبیعی بر می گردند و میزان فشار خون و غدد متحرک،به حد عادی می رسد.

این مراحل سه گانه درعشق اول نمود کامل دارد. بعد از آن اولین اتفاق آدم ها یاد می گیرند این احساس عجیب را تا حدی کنترل کنند.

اینا حرفای بزرگمهر شرف الدین تو مقاله ی ژنتیک عاشقی ِ؛ قبولش داری یا نه؟           

                     با تشکر از ادموند عزیز که این عکس رو بهم داده

| $| نوشته شده   توسطساقی  |   |  ارسال به دوستان
 

 

ـــ فرض کنيم دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار وقتی از جنگل بيرون می آيند و می روند کنار رودخانه،صورت يکی شان کثيف و خاکستر آلود است وصورت آن يکی به شکل معصومانه ای تميز.

سوال : کداميک صورتش رامی شورد؟

چی جواب می دی؟

حتما ً می گی:

ـــ خوب معلوم است  ،آن که صورتش کثيفه.

ولی غلط جواب دادی:

ـــ آن که صورتش کثيف است،به آن يکی نگاه می کند و فکر می کند صورت خودش هم همانطور است . اما آن که صورتش تميز است می بيند که سر تا پای رفيقش غبار گرفته است و به خودش می گويد :حتما ً من هم کثيفم ، بايد خودم را تميز کنم.

 

اين درمورد روابط ما هم صادقه وقتی دو نفر با هم دوست می شن خودشونو تو آينه ی همديگه می بينن ؛

و خودشون رو با خصوصيات طرف مقابل می شناسن شنيدين می گن:«زن و شوهرا بعد از يه مدت عين هم می شن » ؛يعنی هر صفتی رو که در طرف مقابل می بينيم در مورد خودمون احساس می کنيم اینو قبول داری؟

نميدونم پائولو کوئليو رو می شناسی يا نه ولی من عاشق کتاباشم چون هميشه آدمو به فکر کردن در مورد چيزايی وادار می کنه که ممکنه هرگز به فکرمون نرسه؛

اين جمله مال آخرين کتاب اون يعنی زهير ِ که به این چیزی که من گفتم هم مربوط میشه:

"تازه پی بردم که تا حالا هميشه در زن هايی که عاشقشان شدم،دنبال خودم می گشته ام. به صورت های تميز و زيبايشان نگاه می کردم و خودم را در آن ها منعکس می ديدم .اما آن ها مرا می ديدند،خاکسترهای روی صورتم را می ديدند ،وهر چه هم که با هوش بودند،هر چه هم که از خودشان اطمينان داشتند، آخرش در من خودشان را منعکس می ديدند و فکر می کردند بدتر از آنند که هستند."

راستی نظر تو چيه؟ حتما ً بگو

| $| نوشته شده   توسطساقی  |   |  ارسال به دوستان
 
تقدیم به همه ی عاشقای ساکت...
| $| نوشته شده   توسطساقی  |   |  ارسال به دوستان
 

-       به رود زمزمه گر گوش کن ؛

 

-       که می خواند،

 

-       سرود رفتن و رفتن،

 

                          و بر نگشتن ها...

| $| نوشته شده   توسطساقی  |   |  ارسال به دوستان
 

 

 

الهی،دل چگونه کالايی است که شکسته ی آن را خريداری . فرموده ای:«پيش دل شکسته ام.»

                           

الهی،آن را که عشق نيست ارزش چيست؟

 

الهی،عاشق را با شعر و شاعری و سجع وقافيه پردازی و الفاظ بازی چه کار؟

 

الهی،عارف را با عرفان چه کار،عاشق معشوق بيند نه اين وآن.

 

| $| نوشته شده   توسطساقی  |   |  ارسال به دوستان
 

من ندانم که کیم

من فقط میدانم

که تویی

           شاه بیت غزل زندگیم...

                   «حمید مصدق»         

| $| نوشته شده   توسطساقی  |   |  ارسال به دوستان